در همین مدت، دهها پروژه عمرانی، خدماتی و اقتصادی در شهرستانهای بویراحمد، دنا و مارگون افتتاح یا کلنگزنی شدهاند؛ پروژههایی که از راهسازی و بهسازی محورهای مواصلاتی گرفته تا طرحهای ورزشی، خدماتی، آموزشی و تولیدی را در بر میگیرند. آنچه این پروژهها را از تجربههای پیشین متمایز میکند، نوع مواجهه نماینده با آنهاست. بهرامی تلاش کرده پروژه را از یک مراسم به یک فرایند تبدیل کند. یعنی قبل از کلنگزنی، درباره اعتبار، مجری، زمانبندی و کارکرد آن پرسش کند و بعد از افتتاح هم پیگیر بهرهبرداری واقعی باشد.
در حوزه اشتغال، او ترجیح داده به جای تمرکز بر استخدامهای محدود و پرحاشیه، از پروژههایی حمایت کند که ظرفیت ایجاد شغل پایدار دارند؛ حتی اگر این مسیر، کندتر و پرهزینهتر از مسیرهای کوتاهمدت باشد. این رویکرد، بهویژه در استان کهگیلویه و بویراحمد که سالها نمایندگی به معنای سهمخواهی استخدامی فهم میشد، تغییر قابل توجهی است.
کیست که نداند در دورههای پیشین، بارها و بارها شاهد بودیم که نماینده، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در انتصابات ادارات و دستگاههای دولتی دخالت میکرد. برخی مدیران و رؤسا، نیروهای نماینده» تلقی میشدند. در برخی استخدامها هم نام نزدیکان، ستادهای انتخاباتی و حلقههای پیرامونی در آنها شنیده میشد. حتی دستگاهی مانند آموزش و پرورش، با آن گستره عظیم نیروی انسانی، به پایگاه سیاسی نماینده تبدیل شده بود.
اما امروز، دستکم در رفتار و عملکرد محمد بهرامی، نشانهای از آن الگوی مداخلهگر دیده نمیشود. این پرهیز آگاهانه از دخالت مستقیم در امور اجرایی، اگرچه ممکن است برای برخی بدنههای سنتی سیاست جذاب نباشد، اما در بلندمدت به نفع کارآمدی استان است. بهرامی که به جای نشستن پشت میز مدیران، آنها را پای کار پاسخگویی میکشد، در حال بازتعریف نقش نمایندگی است.
یک نکته خیلی مهم که نباید نادیده گرفت، وجه مطالبهگری بهرامی است. او در جلسات رسمی و دیدار با مقامات ملی، بارها بر مسئله عدالت در تخصیص منابع تأکید کرده است؛ از آب و محیطزیست گرفته تا بودجههای عمرانی و سهم استان از منابع ملی. او تلاش کرده مطالبات استان را از سطح محلی به سطح ملی پیوند بزند. در موضوع دنا، آب شرب، پروژههای نیمهتمام و حتی تأخیر در مناقصات، تلاشها و اقدامات او بر همگان روشن است.
حال با این تصویر کلی از بهرامی، به همان عصایی برگردیم که سوژهای برای برخی نقدهای سطحی شده است. اما واقعاً مسئله چیست؟ آیا اگر بهرامی به بهانه عمل جراحی در دفتر مینشست، متهم به بیتحرکی نمیشد؟ اگر در دهه فجر دیده نمیشد، گفته نمیشد که نماینده حتی در مناسبتهای نمادین هم کنار مردم نیست؟ حالا که با عصا آمده، این حضور بهانه تخریب شده است. این تناقض، اساساً قابل فهم نیست.
روشن است که نماینده وظیفه نظارتی دارد. نماینده قرار است در میدان باشد، حتی اگر این میدان، با عصا طی شود. اما مهمتر از این باید گفت به جای تمرکز بر نشانههای ظاهری، باید به محتوا نگاه کرد. باید به این توجه کرد که یک نماینده بویراحمد، بهجای ساختن شبکههای استخدامی، دنبال پروژه است و بهجای دخالت در انتصابات، از مدیران گزارش میخواهد. مهمتر از همه اینکه حتی در روزهای نقاهت، کار مردم را به فردا موکول نمیکند.
